
نمیدانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند . . .
مهم ” ریشه ” بود . . .
که ” تیشه ” خورد . . .
از نگاه خندانم چیزی نمی فهمی . . .
از ” چشمانم ” پیداست . . .
باید ” بنگری ” . . .
برچسب: چشمانم را میبندم,چشمانم برای تو,چشمانم را,چشمانم را بستم,چشمانم خسته است,چشمانم را ميبندم,چشمانم را بر می افرازم,چشمانم مال تو,چشمانم بگشا,چشمانم بارانیست,
نویسنده: محمد جعفری